عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
167
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
آن گه بوفاء اين عهد باز آمدن ازيشان درخواست و گفت وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ يقال وفيت بالعهد فانا واف و اوفيت بالعهد فانا موف ، و الاختيار اوفيت . و به نزّل القرآن فى مواضع كثيرة - ميگويد باز آئيد پيمان مرا تا باز آيم پيمان شما را در آنچه گفتم - يؤتكم كفلين من رحمته - شما را دو بهرهء تمام از مزد دهم برحمت خويش ، يك مزد بر پذيرفتن كتاب اول و ديگر مزد بر پذيرفتن كتاب آخر . پس هر كس بوفاء عهد باز آمد وى را دو مزد دادند ، چنانك گفت أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ و هر كه پيمان شكست و كافر شد دو بار خشم خداوند آمد بر وى ، چنانك گفت ، فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ آن گه ايشان را بر نقض عهد تهديد كرد گفت وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ . گفتهاند اين اشارت بزاهدانست كه در ترس و رهبت مقام ايشان است . وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ - و ايمان آريد به آنچه فروفرستاديم بمحمد از قرآن كه موافق كتاب شما است ، كه آنچه در قرآن است از بيان نعت مصطفى و ثبوت نبوت وى در تورية و انجيل همچنانست . پس اگر قرآن را تكذيب كنيد كتاب خود را تكذيب كرده باشيد ، مكنيد اين ! وَ لا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ يعنى بمحمد و بالقرآن اول كسى مباشيد كه تكذيب كند و نگرود كه آن گه در ضلالت پيشوا باشيد و گناه پس روان بر شما نهند . قال تعالى وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ و قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم « من سنّ سنة حسنة فله اجرها و اجر من عمل بها الى يوم القيمة ، و من سنّ سنة سيئة فعليه وزرها و وزر من عمل بها الى يوم القيامة و روا بشد كه أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ به اينها كنايت از تورية نهند ، پس معنى آن بود كه چون شما ذكر و نعت مصطفى ( ع ) كه در تورية است بپوشيد و بدان كافر شيد ، بجمله تورية كافر گشتيد ، همچون كسى كه بيك آيت از قرآن كافر شد به همه آن كافر شد . يقال هم بنو قريظه و النضير كانوا اوّل كافر به ثم كفر به اهل خيبر و فدك و تتابعت على ذلك اليهود من كل ارض . وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا - اين را سه معنى گفتهاند : - يكى آنست كه از آيات دين خواهد و بثمن قليل - دنيا ، ميگويد - دنيا را بدين مخريد وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ